این دیدار مقامات نظامی کوبا و آمریکا، به فاصله کمتر از ۱۰ روز از سفر استثنایی جان رتکلیف، رئیس سیا به هاوانا و گفتگو با مقامات امنیتی کوبا همراه با اعمال سختترین فشارها و تحریمها علیه کوبا، پرسشهای فراوانی را در مورد سیاست خارجی آمریکا در قبال آن کشور به ذهن متبادر میکند. شاید مهمترین پرسش این باشد که چگونه میتوان سیاست خارجی آمریکا نسبت به کوبا را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟ در پاسخ باید به «رابطه پرفراز و نشیب کوبا و آمریکا»، «فشار حداکثری و نقش نهادها و افراد آمریکایی» و سرانجام «پدیده دستاوردسازی چندلایه در سیاست خارجی ترامپ» پرداخت.
کوبا جزیرهای در کارائیب و در نزدیکی آمریکاست. این جزیره کوچک که در حدود ۱۴۰ کیلومتری سواحل جنوبی ایالات متحده در خلیج مکزیک قرار دارد، در تاریخ خود حوادث بزرگی را در پهنه روابط بینالملل و سیاست خارجی آمریکا رقم زده است. درک مناسبات آمریکا و کوبا بدون اشاره کوتاه به تاریخ بینالمللی آمریکای لاتین بهطور عام و کارائیب به گونهای خاص، امکانپذیر نیست. از سفر کریستف کلمب به قاره آمریکا در ۱۴۹۲ تا بیش از چهار قرن، اسپانیا قدرت مسلط غربی در آمریکای لاتین بود. در منازعه بین قدرتهای غربی بر سر استعمار قاره آمریکا، کشمکشهای سختی بین آنها رخ داد. در این میان، جنبشهای استقلال طلبی در گوشه و کنار این قاره به مرور قوت گرفتند. کوبا در اواخر قرن نوزدهم از کشورهایی بود که از جنگ بین اسپانیا و ایالات متحده در ۱۸۹۸ بهره برد و در آغاز قرن بیستم به استقلال رسید. اما این استقلال، در ظاهر بود و ایالات متحده به مداخله در امور این جزیره و بهرهبرداری مخصوصاً از نیشکر آن مشغول بود و سعی در حمایت از دولتهای دست نشانده داشت.
دولت دست نشانده باتیستا که بر نابرابری، فساد و وابستگی استوار بود، در انقلابی چریکی در ۱۹۵۹ سرنگون شد. به فاصله کوتاهی دولت آمریکا سعی در سرنگونی دولت انقلابی کوبا به رهبری فیدل کاسترو کرد و بارها دست به ترور و سوء قصد علیه او زد. در این میان، فراریان کوبایی در ایالت فلوریدا مستقر شدند و سرسختانه در جهت سرنگونی دولت کاسترو وارد شده و دستگاههای اطلاعات آمریکا از آنها بهرهبرداری کردند.
در یکی از این بهرهبرداریها، در حادثه معروف خلیج خوکها، طرح پنهانی سرنگونی کاسترو توسط سیا در ۱۹۴۱، با شکست فاحشی روبرو شد و البته کوبا را در جهان دو قطبی آن زمان به سمت اتحاد شوروی متمایل کرد. در این زمینه بود که شوروی از خاک کوبا برای استقرار موشکهای هستهای استفاده کرد که منجر به بحران موشکی کوبا در ۱۹۶۲ شد. در این بحران، امکان استفاده دو ابرقدرت از سلاح هستهای بالا گرفت که نهایتاً بحران مدیریت شد.
کوبا تا پایان جنگ سرد در ۱۹۹۱، در اردوگاه شوروی باقی ماند و البته ابتکارات خاص خود را نیز داشت. در دوران پساجنگ سرد، روابط آمریکا و کوبا، ماهیت دگرگون شدهای یافت و با ترکیب و موزائیکی از کنشها و کنشگران همراه شد. فراریان کوبایی بعد از دو نسل استقرار در آمریکا، خود به وزنهای در سیاست داخلی ایالت فلوریدا و نهایتاً در آمریکا تبدیل شدند. تحریمهای آمریکا بیش از نیم قرن علیه کوبا تداوم یافت، ولی نظام سیاسی را واژگون نکرد. کوبا در آمریکای لاتین اعتبار خاصی در حوزههای خدمات پزشکی و آموزشی یافت و در عین حال در ترمیم رابطه با آمریکا نیز تلاش کرد.
در میانه کنش و واکنشهای بین دو طرف، اوباما در دوران ریاست جمهوری خود سعی در عادیسازی رابطه کرد و سال ۲۰۱۶ ازهاوانا دیدن کرد. اما کوبا صرفاً دیگر موضوعی در سیاست خارجی آمریکا نبوده و نیست. آمریکاییهای کوبایی تبار، افراطیتر شده و در رأیگیریها به کاندیداهای حزب جمهوریخواه تمایل پیدا کرده و مهمتر، تعدادی از آنها به نهاد قانونگذاری آمریکا دسترسی پیدا کردند.
در حال حاضر سه تن از نمایندگان ایالت فلوریدا که ایالت مهمی در سیاست داخلی آمریکاست، عضو مجلس نمایندگان هستند و جالبتر، مارک روبیو وزیر خارجه آمریکا که قبل از پیوستن به دولت ترامپ، در مجلس سنا عضویت داشت، از همین گروه آمریکاییهای کوبایی تبار میباشد.
خانواده او سابقه پرچالشی در رابطه با دوران قبل و بعد از انقلاب کمونیستی کوبا دارند و بعضا این اتهام به آنها وارد است که در ابتدای انقلاب کوبا، از آمریکا به کشور خود بازگشتهاند و کنش و واکنشهایی با دولت انقلابی داشتهاند. به هر رو، روبیو از تندروترین عناصر دولت ترامپ در همه عرصهها و مخصوصاً سرنوشت دولت کوبا میباشد. او صراحتاً در پی براندازی دولت کوباست و برنامههای ویژهای به زبان اسپانیولی برای مردم کوبا تهیه و پخش میکند.
وی معمار سرنگونی دولت کوبا است و از زمان روی کار آمدن دولت دوم ترامپ، سیاست فشار حداکثری نسبت به کوبا را دنبال می کند. در حال حاضر، آمریکا برای فشار بر کوبا، جلوی ورود سوخت به این کشور را گرفته و ونزوئلا که قبلاً تأمینکننده سوخت کوبا بود بعد از ربایش مادورو، دیگر قادر به انجام این کار نیست. با توجه به کمبود سوخت، بحران برق در کوبا جدی است و روزانه بین ۱۶ تا ۲۲ ساعت برخی از مناطق فاقد برق میباشند.
سیاست دولت آمریکا نسبت به کوبا، ترکیبی از فشار به جامعه و متقاعد کردن رهبران سیاسی به تغییر سیاستها و تغییر نظام، احتمالاً بدون مداخله نظامی است. اگر دولت ترامپ موفق به این کار شود، دستاورد مهمی را حداقل برای تبلیغات خواهد داشت. دستاورد فقط برای دولت ترامپ نیست؛ دستاورد برای شخص روبیو میباشد. روبیو از مطرحترین کاندیداهای حزب جمهوریخواه برای انتخابات ۲۰۲۸ است.
فشار بر مردم عادی کوبا همراه با بحرانهای غذایی، بهداشتی و درمانی، برگهای برای مبارزات انتخاباتی آینده است. این است که سیاست تحریم نهادینه شده ایالات متحده در مورد کوبا، با تمایلات و دستور کار سیاسی حزبی و فردی آمیخته میشود. کوبا نه فقط موضوعی در سیاست خارجی آمریکا، بلکه آینهای از سرشت و سرنوشت سیاست داخلی آمریکا است.